X
تبلیغات
گذری در نهج البلاغه
چقدر نهج البلاغه و احادیث ائمه در زندگی روزمره ی ما بکار می رود؟؟؟!!!
 دنیای نهج البلاغه

The universe of the Nahj al-Balagha includes numerous worlds: the world of zuhd (abstinence, piety) and taqwa (God-fearing), the world of ‘ibada (worship, devotion) and ‘irfan (mystic knowledge), the world of hikma (wisdom) and philosophy, the world of moral preaching and guidance, the world of eschatology and mysteries (mughayyabat), the world of politics and social responsibilities, the world of heroism and bravery …; too many worlds to be conquered by any individual ... .

دنیای نهج البلاغه، دنیاهای بیشماری را در بر می گیرد:

دنیای زهد و تقوا، دنیای عبادت و عرفان، دنیای حکمت و فلسفه، دنیای موعظه اخلاقی و هدایت، دنیای آخرت شناسی و رمز و راز ، دنیای سیاست و مسئولیت های اجتماعی، دنیای قهرمانی و شجاعت .... ، دنیاهای بسیار زیادی توسط هر فردی تسخیر می شود.


برچسب‌ها: نهج البلاغه
|+| نوشته شده توسط سیده معصومه حسینی در دوشنبه نهم مرداد 1391  |
 فرق بین من و تو!!!

یکی سیاهه ، یکی سفید ؛ یکی زرد ، یکی سرخ ؛ یکی موهاش فرِ ، یکی مجعد ؛ یکی تندخو ، یکی مهربان ، یکی زیباروی و کم خرد ، یکی بلند قامت و کم همت ؛ یکی زشت روی و نیکوکار ، یکی کوتاه قامت و خوش فکر ، یکی پاک سرشت و بداخلاق ، یکی خوش قلب و آشفته عقل و دیگری سخنوری دل آگاه .....

  

تاحالا شده به همه ی اینها خوب فکر کنید؟؟!! که چه اتفاقی افتاده من و تو این همه متفاوتیم !!! این همه تفاوت ها از کجا اومده ؟؟!!! آیا در اختیار ما بوده ؟؟ ما می تونیم تغییرشون بدیم؟؟ یا کاری کنیم که نباشند؟؟!!!!!

تا حالا شده در این وادی ها بررسی کرده یا نگاهی به علوم مربوط به این تفاوت ها داشته باشید؟؟ علومی همچون نژادشناسی ، شکل شناسی یا قیافه شناسی ؟؟!!!!

شاید تعجب کنید که براتون مطالبی از 1400 سال پیش رو بنویسم

روی الیمانی عن احمدبن قتیبة عن عبدالله بن یزید عن مالک بن دحیة قال: کنا عند امیرالمؤمنین علیه السلام و قد ذکر عنده اختلاف الناس فقال: انما فرق بینهم مبادی طینهم و ذلک انهم کانوا فلقة من سبخ ارض و عذبها، حزن تربة و سلها.فهم علی حسب قرب ارضهم یتقاربون، و علی قدر اختلافها یتفاوتون: فتام الرواء ناقص العقل، و ماد القامة قصیر الهمة، و ذاکی العمل قبیح المنظر، و قریب القعر بعید السبر، و معروف الضریبه منکر الجلیبة، و تائه القلب متفرق اللب، و طلیق اللسان حدید الجنان;(خطبه 234 نهج البلاغه) 1

ذعلب یمانی از احمد پسر قتیبه، از عبدالله پسر یزید، از مالک پسر دحیه روایت کند: نزد امیرالمؤمنین علیه السلام بودم، سخن از اختلاف مردم رفت.امام فرمود: سرشت مردمان از یکدیگر جداشان ساخته است، و میانشان تفرقه انداخته، که ترکیب آن از پاره ای زمین است که شور و یا شیرین است، و خاکی درشت یا نرمین.پس به اندازه نزدیکی زمینشان با هم سازوارند، و به مقدار اختلاف آن از یکدیگر به کنار; پس نیکو چهره ای بینی کانا، و کوتاهی همتی دراز بالا، و نیکوکرداری زشت منظر، و خرد جثه ای ژرف نگر، و نیک سریرتی با سیرت ناخوش، و سرگشته دلی آشفته هش، و گشاده زبانی گویا با دلی آگاه و بینا.

از جملات حکیمانه فوق موارد ذیل را می توان برداشت می کرد:

 نابرابری طبیعی: «ترکیب آدمی از زمین شور یا شیرین، و خاکی درشت یا نرمین » .به تعبیر دکتر شهیدی کنایت است از اختلاف مردمان در سرشت. 2

رگ رگ است این آب شیرین و آب شور در خلایق می رود تا نفح صور نیکوان را هست میراث از خوش آب آن چه میراث است اورثنا الکتاب 3

ابن ابی الحدید در تفسیر جمله مذکور می گوید: خداوند نفوس آدمی را از حیث ماهیت مختلف آفرید; پس برخی قوی و برخی ضعیف، برخی با همت و برخی سست همت هستند; سپس ضمن نقل نظریه افلاطون مبنی بر اختلاف ماهوی انسان ها و ارسطو مبنی بر عدم اختلاف ماهوی، نظریه افلاطون را ترجیح می دهد. 4

از دیدگاه امام علی قیافه ظاهری با شخصیت آدمی همبستگی ندارد; از این رو ممکن است فرد نیکو چهره، ناقص العقل و زشت چهره، نیکوکردار باشد و برعکس.بدین ترتیب نظریه های زیست شناختی شخصیت 5 از دیدگاه امام علی (علیه السلام ) مطرود است.


------------------------------------

1. شریف رضی (گردآورنده)، نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی (تهران: انتشارات آموزش انقلاب اسلامی، چاپ پنجم، 1373) ص 256.

2. همان، ص 510.

3. مولوی، مثنوی معنوی، دفتر اول، ص 746- 747.

4. ابن ابی الحدید معتزلی، شرح نهج البلاغة (بیروت: دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1967 م/1387 ق) ج 13، ص 19.

5. هدایت الله ستوده، آسیب شناسی اجتماعی (تهران: آوای نور، چاپ چهارم، 1376) ص 89- 104.بقراط، شلدون و لمبرز و...ما بین شکل ظاهری (آناتومی بدن) و نوع شخصیت (کج رفتار - همنوا) همبستگی قائلند که با امعان نظر در خطبه امیرالمؤمنین این نظریه مطرود می گردد، گر چه ممکن است با نگاه سطحی چنین به نظر رسد که حضرت علی علیه السلام معتقدند آدم بلند قد، ناقص العقل و کوتاه همت است، آدم نیکو کردار، زشت منظر و خردجثه، ژرف نگر است.


برچسب‌ها: نژادشناسی, شکل شناسی, قیافه شناسی, تفاوت انسان, نهج ابلاغه
|+| نوشته شده توسط سیده معصومه حسینی در شنبه پنجم مرداد 1392  |
 معرفی شهیده شاخص سال 92

سیده طاهره هاشمی دختری نوجوان که در 14سالکی در درگیری‌های خونین میان گروهک‌های کمونیستی علیه مردم و انقلاب،‌در شهرستان آمل به درجه والای شهادت نائل آمد.

مطالب بیشتر را در ادامه مطلب بخوانید.


برچسب‌ها: شهیده شاخص سال, سیده طاهره هاشمی, آمل, مازندران
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سیده معصومه حسینی در چهارشنبه پنجم تیر 1392  |
 بترسید از شیعیان علی
حجربن عدی؛ کاش ماهم در راه دین و اسلام مردی می شدیم همانند تو که بعد 1400 سال دشمنان اسلام برجسم تو یورش می برند تا حرفشان را به کرسی بنشانند تو کیستی که عالم اسلام بعد 1400 سال دوباره به داغت عزا نشسته است؟؟!!!!


دشمنان می پندارند جسمت و مزارت الهام دهنده ی هدف ماست اما آنان شیعه را نشناخته اند،  شیعه در خونش در رگ هایش قطرات خون حسین(ع) و ابوالفضل(ع) است که جاریست خونی از جنس خون حجربن عدیها ، از جنس قافله سالار دشت کربلا ، گمان نبرید که با اهانت های خود شیعه را در هم می شکنید نه خون جهاد را در رگهایشان به خروش خواهید آورد بترسید از خروش مردان خدا ، بترسید از شیر مردان روز سخت ،
بترسید از شیعیان امیرالمومنین علی (علیه السلام)


برچسب‌ها: حجربن عدی, حجر, عدی, شیعه, وهابیون
|+| نوشته شده توسط سیده معصومه حسینی در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392  |
 تنهایی قبر
امام علی با اون همه عظمتش چه زیبا فرمودند:

فردا به امروز نزدیک است و امروز با آنچه در آن است میگذرد

و فردا می آید و بدان میرسد گویی

هریک از شما دردل زمین به خانه مخصوص خود رسیده و در گودالی که کنده اید آرمیده اید

وه!

که چه خانه تنهایی و چه منزل وحشتناکی و چه سیه چال غربتی

گویی هم اکنون به صور اسرافیل دمیده اند

و قیامت فرا رسیده و برای قضاوت و حسابرسی قیامت بیرون شده اید

پندارهای باطل دور گردیده

بهانه ها از میان برخاسته و حقیقت ها برای شما آشکار شده

و شما را به آنچه که لازم بود کشانده اند

پس از عبرت ها پند گیرید

و از دگرگونی های روزگار عبرت پذیرید

و از هشدار دهندگان بهره مند گردید.....

( خطبه 157 ) نهج البلاغه


برچسب‌ها: قبر, قیامت, تنهایی, نهج البلاغه
|+| نوشته شده توسط سیده معصومه حسینی در یکشنبه هجدهم فروردین 1392  |
 توکل در آیات و نهج البلاغه
مقدمه
در نگرش اسلام و بینش قرآنی، انسان باید در همه ی امور به خداوند توکل نماید و او را وکیل خود گرداند، انسان باید به اصل توکل توجه داشته و برای انجام هر عملی خدا را به عنوان علت کا مل در نظر بگیرد، در قرآن کریم برخی از امور به صورت مشخصی به عنوان اموری که مومنان به آن توکل کرده اند یا خداوند از مومنان خواسته است که در آن امور توکل کنند،آمده است .
همچنین در قرآن کریم برای توکل آثاری بیان شده است که گویای اهمیت و جایگاه آن در اندیشه توحیدی است و یکی از مهمترین نتایجی که قرآن برای توکل بیان می کند، آرامش است.با دقت در آیات قرآن و روایت اهل بیت درمی یابیم که: در امان ماندن از غرایز نفسانی وشیطانی و شر منافقان، بدون توکل برخدا، محال است
توکل در رابطه ی بین فرد با خدا مطرح و در اعمال انسان تأثیر داشته و رابطه فرد با خدا را نمایان می سازد. در حالیکه انسان رابطه ی خویش با خدا را از طریق دعا، استعاذه، انجام فرایض، و مستحبات نیز نشان می دهد.
 در توکل جنبه ای از رابطه فرد با خدا نمایان است که تلویحاً فرد متوکل پیش فرضهایی را پذیرفته است که مهمترین آنها باور و ایمان به قدرت، حکمت و شفقت خداوند به بندگانش می باشد. و همین جنبة اعتماد و ایمان است که رابطه ی توکل گونه را از انواع دیگر رابطه ها متمایز می کند. بخاطر همین درجه بالای توکل است که خداوند توکل کنندگان را دوست می دارد. و در قرآن می فرماید:
إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ آل عمران/۱۵۹
ترجمه« همانا که خدا توکّل کنندگان را دوست می دارد. »
لذا آدمی درهمه حال باید برخداتوکل نموده وخودرابه اوبسپارد،بی گمان خداوندنیز اورایاری خواهد ساخت .
هرگاه که ایمان آدمی زیاد شد وبه حدی ازکمال رسید وبرمقام پروردگارخویش وموقعیت خودآگاه شد ودریافت که تمامی اموربه دست خدای سبحان است وهم اوست یگانه ربی که تمام موجودات به سوی اوبازمیگردند، برخود واجب میداند براوتوکل کرده وتابع اراده ی اوگردد.به تعبیر زیبای قرآن کریم: (وعلی ربهم یتوکلون)
مومنان باید خدارا درتمامی امورحتی دراعمال خودبه عنوان وکیل برگزینند و بدانند تنها اوست که کانون قدرت است .
پس با استفاده از بررسی آیات و احادیث ، قضیه توکل به خدا مورد بحث وبررسی قرار می گیرد تا فرد مؤمن بینش صحیح وقرآنی را در این رابطه کسب کند تادر مسیر بندگی از آن استمداد جوید.
برچسب‌ها: توکل, نهج البلاغه, قرآن
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سیده معصومه حسینی در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392  |
  اشتراک در هیئت

اشتراک در هیئت یعنی چه ؟؟

گاهی بکار رفتن یک واژه در چند معنا ، حاصل چند معنایی ماده آن نیست ؛ بلکه از مشابهت دو هیئت ، یک ماده و دو صیغه از یک ریشه پدید آمده است به طور مثال روایت یعقوب بن شعیب قال : سمعت اباعبدالله یقول : « من زار اخاه فی جانب المصر ابتغاء وجه الله فهو زوره ، و حق علی الله ان یکرم زوره »

در این حدیث واژه زور با تغییر در حرکت ، به تفاوت معنای واژه مب انجامد .در زبان عربی ، کم نیست هیئت های تقریبا هم شکلی که با تفاوت در حرکات ، معنایی متفاوت را می رسانند. واژه «زور» با دو حرکت مختلف آمده است. اگر حرف زاء مضموم باشد معنای باطل و بیهوده می دهد ولی اگر مفتوح باشد ، به معنای زائر خواهد بود ، چنان که در این روایت آمده است.


برچسب‌ها: اشتراک در هیئت, حدیث, نهج البلاغه
|+| نوشته شده توسط سیده معصومه حسینی در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392  |
  تغییرات بار ارزشی
تغییرات بار ارزشی یعنی چه ؟؟


تحول زبان ، گاه بدین گونه است که معنای واژه تفاوت چندانی نمی یابد؛ بلکه بار ارزشی آن تغییر می یابد .

با حدیثی از پیامبر بیان خواهیم کرد تا معنای بار ارزشی بیشتر جا بیافتد.

ایاکم والتعمق فی الدین ، فان الله تعالی قد جعله سهلا ، فخذوا منه ما تطیقون.

مبادا در دین تعمق کنید ، که خدا متعالی آن را ساده قرار داده است ، پس هر اندازه که طاقت دارید از آن برگیرید.

در زبان عربی امروز «تعمق» به معنای « ژرف نگری و دوراندیشی در کار » و یا « فصاحت و دوراندیشی در سخن » است . در فارسی نیز این معنا ، مفهوم مثبت و ارزشمند شمرده می شود ، اما در عربی کهن و در نتیجه در حدیث این واژه بدین معنا نیست بلکه به معنای افراد و زیاده رویی است که مفهومی نکوهیده و ناپسند دارد.


برچسب‌ها: تحول زبان, بارارزشی
|+| نوشته شده توسط سیده معصومه حسینی در دوشنبه چهاردهم اسفند 1391  |
 نمی توان با طرف غیر منطقی مذاکره کرد

بيانات در ديدار مردم آذربايجان‌

در آستانه سالروز قیام 29 بهمن 1356 مردم تبریز

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم‌
خوشامد عرض ميكنم به همه‌ى شما برادران عزيز، خواهران عزيز، جوانان عزيز؛ مخصوصاً خانواده‌هاى معزز شهدا، دانشوران، علما، مسئولان، كه اين راه دور را طى كرديد و هديه‌ى ارزشمند محبت و لطف و پيام استقامت مردم عزيز آذربايجان را به اين مناسبت به اينجا آورديد. اميدواريم خداوند متعال به همه‌ى شما لطف كامل و فراوان و رحمت شامله عنايت فرمايد. و همين جا به وسيله‌ى شما برادران و خواهران عزيز سلام عرض ميكنم به همه‌ى مردم آذربايجان و تبريز، مرد و زن مؤمن؛ كه حقيقتاً حضور آذربايجان و تبريز و ديگر شهرهاى آن منطقه، در همه‌ى دورانهاى گذشته‌ى ما، از صد سال، صد و پنجاه سال قبل تا امروز، در حركت ملت ايران، تعيين‌كننده بوده است. امروز هم همين جور است. شماها هستيد كه با همت خودتان، با غيرت خودتان، با ايمان خودتان، با عزم راسخ خودتان، توانسته‌ايد عزت اين كشور و اين ملت را در مقابل دشمنان حفظ كنيد. هر روز هم كه گذشته است، جلوه‌ى آذربايجان در عرصه‌هاى گوناگون بيشتر شده است. سى و پنج سال از ۲۹ بهمن سال ۵۶ ميگذرد. آذربايجان، امروز از جهت ايمان، استقامت، بصيرت و ايستادگى، حتّى از آن دوران مهم و سرنوشت‌ساز هم جلوتر است. اين همه توطئه، اين همه بدخواهى براى جدا كردن احساسات بعضها و بخشهاى مختلف اين ملت، اثرش درست بعكس بوده است. شما بوديد كه توانستيد هميشه پيشگام و پيشرو باشيد. در واقع شما هستيد كه لنگر آرامش اين كشوريد. در واقع آنطور كه شما در شعرتان گفتيد، بنده عرض ميكنم: «آرامِ دل ايران سيزلر سيز».(۱)
 


برچسب‌ها: مذاکره, امام خامنه ای, ایران, مسئولین, بداخلاقی
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سیده معصومه حسینی در شنبه بیست و هشتم بهمن 1391  |
  فراگیری حدیث

فرا فراگیری حدیث زیر را نسبت به افراد و زمانهای دیگر ، بررسی کردم دوست داشتید مطالعه بفرمایید.

این روایت به دو سند با اختلاف اندکی نقل شده است: 1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى عَنْ أُمِّهِ وَ أُمِّ أَحْمَدَ بِنْتِ مُوسَى قَالَتَا كُنَّا مَعَ أَبِي الْحَسَنِ ع بِالْبَادِيَةِ وَ نَحْنُ نُرِيدُ بَغْدَادَ فَقَالَ لَنَا يَوْمَ الْخَمِيسِ اغْتَسِلَا الْيَوْمَ لِغَدٍ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَإِنَّ الْمَاءَ بِهَا غَداً قَلِيلٌ فَاغْتَسَلْنَا يَوْمَ الْخَمِيسِ لِيَوْمِ الْجُمُعَةِ ؛ (1) 2- فَقَدْ رَوَى الْحَسَنُ بْنُ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع عَنْ أُمِّهِ وَ أُمِّ أَحْمَدَ بْنِ مُوسَى ع قَالَتَا كُنَّا مَعَ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع- فِي الْبَادِيَةِ وَ نَحْنُ نُرِيدُ بَغْدَادَ فَقَالَ لَنَا يَوْمَ الْخَمِيسِ- اغْتَسِلَا الْيَوْمَ لِغَدٍ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَإِنَّ الْمَاءَ غَداً بِهَا قَلِيلٌ قَالَتَا فَاغْتَسَلْنَا يَوْمَ الْخَمِيسِ لِلْجُمُعَة(2) ترجمه :حسن بن موسى بن جعفر عليهما السّلام از مادر خود و مادر احمد بن موسى (ع) روايت كرد كه آن دو گفتند: در بيابان همراه موسى بن جعفر (ع)بوديم و مي خواستيم به بغداد برويم، آن حضرت در روز پنجشنبه به ما فرمود: همين امروز براى فردا- كه روز جمعه است- غسل كنيد كه فردا به جايى خواهيم رسيد كه آب كم است. همسران آن حضرت گويند: ما روز پنجشنبه براى جمعه غسل كرديم. فراگیری این حدیث بسیار مناسب است و برای تمام افراد مسلمان و تمام زمان ها قابل اجراء است. بد نیست نظر فقهای عظام را هم در این مساله مطرح نماییم: زمان غسل جمعه، از اذان صبح جمعه است تا ظهر، بهتر است نزدیک ظهر به جا آورده شود، اگر تا ظهر انجام ندهد، بهتر است که بدون نیت ادا و قضا تا عصر جمعه به جا آورد . اگر در روز جمعه غسل نکند، مستحب است از صبح شنبه تا غروب قضاى آن را به جا آورد. کسی که می ترسد در روز جمعه آب پیدا نکند، می تواند روز پنجشنبه غسل را انجام دهد، بلکه اگر در شب جمعه غسل را به امید آن که مطلوب خداوند عالم است به جا آورد، صحیح است، مستحب است انسان در موقع غسل جمعه بگوید: اشهد ان لا اله الا الله وحده لاشریک له و ان محمدا عبده و رسوله.اللهم صل على محمد و آل محمد و اجعلنى من التوابین و اجعلنى من المتطهرین (4) پی نوشت: 1. شيخ كلينى‏، الكافي‏، ناشر اسلاميه‏، تهران‏، سال 1362 ش‏، نوبت دوم‏، ج3، ص 42 . 2. شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه‏،ناشر جامعه مدرسين‏ قم‏، سال 1404 ق‏،نوبت دوم‏ ج‏1، ص 112. 3. شیخ صدوق ،من لا يحضره الفقيه ،ترجمه غفارى‏،نشر صدوق‏،تهران‏،سال 1367 ش‏،نوبت اول‏، ج‏1، ص 147 . 4. توضیح المسائل مراجع، ج 1، مسئله، 644؛ مکارم ناصر شیرازی ،توضیح المسائل مسئله 608؛ امام خمینی، توضیح المسائل، مسئله644.

در بررسی این حدیث در نگاه اول شاید این مطلب به ذهنمان برسد حکمی که در این شرایط صادر شده را می توان در شرایط و زمان مشابه برای افراد دیگری نیز بکار برد اما با نگاهی دقیق تر به احادیث و آسیب هایی که حدیث با آن گریبان گیر است می تواند در پاسخ به این سوال بیان نمود که تعمیم نابجا و سرایت دادن حکم ویژه ی یک دسته از افراد ، به اشخاص دیگر ، تعدی و رویکرد افراطی در برابر رویکرد تفریطی جمود بر لفظ است. در نتیجه نمی توان این مطلب در این حدیث را برای شرایطی مشابه آن بکار برد.


برچسب‌ها: حدیث, فراگیری, سند, نهج البلاغه
|+| نوشته شده توسط سیده معصومه حسینی در یکشنبه هفدهم دی 1391  |
 توقلبم چی میگذره؟؟
مطلب شنیدنی ازحکمت 108 نهج البلاغه، مطلبش بسیار زیباست به نظرم مطلب جالبیه برای فرستادن به دوستان خودتان .


درود خدا بر او ، فرمود: به رگ هاى درونى انسان پاره گوشتى آويخته كه شگرف ترين اعضاى درونى اوست ، و آن قلب است ، كه چيزهايى از حكمت ، و چيزهايى متفاوت با آن ، در او وجود دارد.
پس اگر در دل اميدى پديد آيد ، طمع آن را خوار گرداند ، و اگر طمع بر آن هجوم آورد حرص آن را تباه سازد ، و اگر نوميدى بر آن چيره شود ، تأسف خوردن آن را از پاى در آورد ، اگر خشمناك شود كينه توزى آن فزونى يابد و آرام نگيرد ، اگر به خشنودى دست يابد ، خويشتن دارى را از ياد برد، و اگر ترس آن را فراگيرد پرهيز كردن آن را مشغول سازد.
و اگر به گشايشى برسد ، دچار غفلت زدگى شود ، و اگر مالى به دست آورد ، بى نيازى آن را به سركشى كشاند ، و اگر مصيبت ناگوارى به آن رسد ، بى صبرى رسوايش كند ، و اگر به تهيدستى مبتلا گردد ، بلاها او را مشغول سازد ، و اگر گرسنگى بى تابش كند ، ناتوانى آن را از پاى در آورد ، و اگر زيادى سير شود ، سيرى آن را زيان رساند ، پس هر گونه كُندروى براى آن زيانبار ، و هرگونه تُندروى براى آن فساد آفرين است.

برچسب‌ها: قلب, حکمت108, نهج البلاغه
|+| نوشته شده توسط سیده معصومه حسینی در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391  |
 رد شبهه تعارف در قبول خلافت امام علی(ع)

عده ای آمدند و شبه ای مطرح کردند و گفتند اگر خلافت حق امام علی بوده چرا بعد از کشته شدم عثمان زمانی که مردم دست بیعت دراز کرده بودند امام در ابتدای امر نپذیرفتند آیا امام در بحث انتخاب خلافت تعارف کردند؟؟؟

ردشبه :

علت امتناع حضرت از خلافت مطمئناً تعارف نبود و این از نظر عقلی کاملا مردود می باشد اما اینکه امام قصد این را داشته که حجت را بر مردمی که از ظلم خسته شده بودند   تمام کند  از نظر بنده دو وجه دارد :  مردم در این قضیه به دو گروه تقسیم می شوند و می توان گفت که در تمام دوران ها به همین صورت بوده و خواهد بود 1- خواص 2- عموم . مردم در این قضیه همان طور که در تاریخ هم می خوانیم  به چند دسته تقسیم شده و دور بعضی از خواص جمع شده بودند براساس علت های زیادی که بوده و مهم ترین آن اینکه وزنه جمعیتی امام بیشتر از آنها بوده و آنها شانس مقبولیت کمتری را داشته اند خود را بر اساس برنامه ای کنار کشیده و بر امام اتفاق کردند در همه تاریخ عموم مردم مشتاق عدالت و به دنبال کسی می گردند که شعار عدالت سر می دهد و این شعار دهندگان همان خواص دوران ها هستند که یا به واقع شعار می دهند و یا اینکه برای گرد آوری نیرو ؛ عموم هم در تمام تاریخ نیز بعضی هایشان به خطا رفته اند و تعدادشان هم کم نبوده . با این مقدمه طولانی می خواهم به این نتیجه برسم که امام در این بیانات خود مخاطب اصلیش خواص جامعه  می باشد خواصی که مطمئنا دقیقا می داند امام چه و به که می گوید. امام می داند این مردم با کوچک ترین  فشار دور خواصی که دنبال فرصت خواهند گشت جمع شده و تغییر موضع خواهند داد. و این طبیعت مردم عامی است و در یک جامعه ای که خواص یک نظر و یک عقیده را باور داشته باشند مطمئنا تفرقه و دودستگی نخواهیم داشت امام نیز با اتمام حجت کردن با خواص در میان عموم مردم به دنبال تشکیل حکومت خود بوده اند . حکومتی که بتوان عدالت واقعی را به عرصه کشاند.


برچسب‌ها: خلافت, امام علی, شبه, خواص
|+| نوشته شده توسط سیده معصومه حسینی در جمعه نوزدهم آبان 1391  |
 مصداق اهل بیت از منظر قرآن و روایت

چکیده :

در این تحقیق بر آنیم تا با آوردن شاهد مثال های قرآنی و استدلالهای نقلی و عقلی  بیان بداریم تا مراد از اهل بیت پیامبر و فرزندانش می باشد نه همسر و دیگر افرادی که در شبهات مختلف مطرح می نمایند در این راستا در ابتداء به بررسی کلیدواژه این تحقیق یعنی اهل بیت می پردازیم و در ادامه آیاتی که درباره اهل بیت نازل شده و دلایل آنها را در خصوص اینکه به اهل بیت اشاره دارد را بیان می کنیم و سپس  دلایل نقلی و عقلی در خصوص اثبات مراد اهل بیت در قرآن  

کلید واژه : 

کلید واژه این تحقیق اهل بیت می باشد .

در قرآن این واژه برای خاندان ابراهیم به‌کار رفته و به آنان بخشایش و برکت آسمانی را نوید داده‌است [1]. همچنین در جای دیگر، این واژه برای اشاره به خاندان محمد به‌کار برده و گفته که خداوند، می‌خواهد آنان را از هرگونه زشتی و پلیدی بپیراید.[2] همه مفسران شیعه و برخی از مفسران اهل سنت مراد این آیه را پنج تن آل عبا، یا اصحاب کساء دانسته‌اند: پیامبر اسلام، علی، فاطمه، حسن و حسین. این نظریه بر اساس روایات شیعه و سنی مانند حدیث کساء، حدیث مباهله، و حدیث مودت قربی است.[3]

در باور شیعیان مقصود از اهل بیت در احادیثی چون حدیث ثقلین، حدیث سفینه و حدیث نجوم، امامان دوازده گانه‌اند؛ زیرا به دلایل عقلی و نقلی منزلتی که در این احادیث آمده تنها برای آنان ثابت است؛ چنانچه جمعی از اهل سنت هم به آن تصریح کرده‌اند. شیعیان بر اساس دلایل یادشده و شواهدی که در تاریخ اسلام وارد شده‌است، معتقدند که واژه اهل بیت صرفا به چهارده معصوم اطلاق می‌گردد و بنا بر آن شواهد، حتی همسران پیامبر خدا(ص) نیز از دایره اهل بیت(ع) خارج‌اند، هر چند به عنوان همسر پیامبر خدا جایگاه آنان محفوظ است.[4]

اما اهل سنت در مورد مصداق این آیه دیدگاه‌های گوناگونی دارند. برخی پنج‌تن اهل کساء، برخی همسران پیامبر، برخی آل هاشم و برخی دیگر منسوبان و نزدیکان پیامبر را مصداق این آیه دانسته‌اند.



[1] -  هود 73.

[2] - احزاب 33.

[3] - دایره المعارف بزرگ اسلامی ، 266/10.

[4] - المراجعات ، 19-14.


برچسب‌ها: اهل بیت, قرآن, نهج البلاغه, روایت
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سیده معصومه حسینی در دوشنبه ششم شهریور 1391  |
 نقش مردم در حکومت از منظر نهج البلاغه و آیات قرآن

مقدمه :

دولت عالیترین نهاد سیاسی است که اقتدارات ملی را در دست دارد و حاکمیت آن کلیه نهادهای حاکم جامعه را در بر می گیرد، چنین قدرت برای حکومت وقتی منطقی و مقبول است که بر پایه قانونی استوار باشد که از منبع پذیرفته شده ای نشات گرفته و مشروعیت آن ملاک مقبولی داشته باشد.

در این وادی نقش مردم بسیار حائز اهمیت می باشد ، می توان نقش مردم را از دو جنبه بررسي نمود: يكي در مشروعيت بخشيدن به حكومت اسلامي وديگري درعينيت بخشيدن به آن.

امروزه در فلسفه‌هاي سياسي نوع تلقي از نقش مردم در حكومت‌ها و نظريه‌هاي سياسي در تعيين نوع حكومت‌ها نقش اساسي و تعيين‌كننده دارد. اين نقش و دخالت مردم در حكومت‌ها از دو جنبه و جهت قابل بررسي است: يكي از جهت مشروعيّت و حقانيّت حكومت و حاكمان و ديگري از جهت مقبوليّت. از ديدگاه اسلام اصل اوّلي عدم ولايت كسي بر ديگري است و خروج از اين اصل نيازمند دليل است. بر اساس اعتقاد توحيدي، خداوند ربّ و صاحب اختيار هستي و انسان‌هاست و او تكويناً‌ و تشريعاً بر همه عالم و آدم ولايت دارد و ولايت ديگران بايد مستند به اذن و ارادة الهي باشد و الّا مشروعيت نخواهد داشت.

نقش اصلي و كليدي مردم در مرحله تحقق حكومت ولايي مي‌باشد چون بدون مردم و استقبال و خواست آنها و مشاركت همه جانبه مردم حكومت تحقق نمي‌يابد اگر چه حاكم شخصي مانند علي بن ابيطالب باشد چنان‌چه امام شرط ايجاد حكومت خود را در گرو حضور مردم مي‌داند. «لولا حضور الحاضر و قيام الحجّه بوجود الناصر...»[1]

چكيده :

حكومت در اصل نهادى اجتماعى است، زيرا، طبيعت اجتماع وجود حكومت را ايجاب مى‏كند . اما اين نهاد در اسلام علاوه بر صبغه اجتماعى، طبيعت دينى هم دارد، براى اينكه جامعه اسلامى در درجه اول جامعه‏اى دينى است، يعنى مبدئى كه در تنظيم امور اقتصادى، سياسى و نظامى از آن الهام گرفته مى‏شود، تنها شريعت الهى است .

دموکراسى یا حکومت مردم محور یک نظام حکومتى است که هدف آن کامیابى فردى و جمعى تمام شهروندان است.
اگر دموکراسى را مشارکت سیاسى بدانیم، بى‏شک اسلام از جمله مکاتبى است که بر مشارکت‏سیاسى تأکید شایانى دارد. در اسلام انگیزه مشارکت مسلمانان در عرصه سیاسى و اجتماعى ناشى ازتشویق و تحریک دینى است؛ در حالى‏که در نظام‏هاى دموکراتیک، انگیزه شهروندان از مشارکت،برآوردن خواسته‏هاى فردى و منافع اقتصادى است.
اسلام اصل مشروعیّت و مقبولیّت حکومت را در رعایت قوانین الهى و عمل به دستورهاى‏خداوند مى‏داند و معتقد است که حضور مردم و مشارکت آن‏ها به حاکم اسلامى توانایى و قدرت‏مى‏دهد تا در جامعه اسلامى قوانین و احکام الهى را پیاده کند و مردم در چهارچوب اوامر الهى برسرنوشت خود حاکم هستند و مى‏توانند با مکانیزم‏هاى خاص در حکومت ایفاى نقش داشته باشند

در این تحقیق بر آنیم که رابطه منطقی بین مردم و حکومت به صورت مختصر بیان شده تا در ادامه نقش اساسی ای که مردم در یک حکومت مردم محور ایفا می کنند را بیان نماییم مهمترین واصلی ترین نقش که همان مقبولیت یک حکومت است که باعث شکل گیری حاکم مشروع خواهد شد همچنین در این  حکومت است که حقوق متقابل مردم و حکومت مطرح می گردد که ما در این تحقیق به بیان حق حاکم نسبت به مردم بسنده می کنیم به عبارت دیگر مردم در مقابل حاکم و حکومت چه باید بکنند ،  تا نقششان را به خوبی در این نظام ایفا نمایند.



[1] - نهج البلاغه، خطبه 3.


ادامه تحقیق را در ادامه مطلب بخوانید

برچسب‌ها: حکومت, مردم, مشروعیت, مقبولیت, نهج البلاغه, قرآن, روایات
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سیده معصومه حسینی در دوشنبه سی ام مرداد 1391  |
 عصمت اولی الامر و امیرالمومنین مصداق اوالی الامر.

اثبات عقلی و نقلی اینکه اولی الامر لزوما باید معصوم باشد

و دراین راستا اثبات حقانیت امام علی (ع) در جانشینی پیامبر


Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

چکیده :

یا أیها الذین آمنوا أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و أولی الأمر منکم "
ای کسانی که ایمان آورده اید، اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر و اولی الامرتان را
از جمله آیاتی که امامیه در اثبات امامت بدان استناد می کنند آیه شریفه فوق است. خداوند متعال در این آیه کریمه مومنان را مخاطب ساخته، و آنان را به اطاعت خود و اطاعت پیامبر(ص) و اولی الامر امر کرده است.

در این تحقیق بر آنیم که اثبات نماییم که اولی الامر نیز همانند پیامب دارای صفت و ویژگی عصمت می باشند و در ادامه اثبات نماییم تا اولی الامر در زمان نزولش مصداقی داشته که همان امیرالمومنان علی ( علیه السلام ) است . در مسیر تحقق این اهداف ابتدای امر به بررسی کوتاهی از تفسیر این آیه پرداخته و سپس دلالیل عصمت را ذکر کرده و در ادامه با دلایل عقلی و نقلی مصداق آیه را بیان می کنم.

 

کلید واژه :

مفهوم أولی الأمر
عنوان "أولی الأمر" دارای مفهومی ترکیبی است. از این رو، نخست باید در کلمه "أولی" و سپس در کلمه "الأمر" دقت کنیم:
واژه "أولی" به معنای صاحبان است و کلمه " أمر" به دو معنی آمده است: یکی به معنای "فرمان" و دیگری به معنای "شأن و کار". معنای "شأن و کار" ظاهر تر به نظر می رسد، زیرا در آیه دیگری در همین سوره نساء کلمه "أولی الأمر" مطرح شده است: " و اذا جاءهم أمر من الأمن أو الخوف أذاعوا به ولو ردوه إلی الرسول و إلی أولی الأمر منهم لعلمه الذین یستنبطونه منهم. "[1]



[1] -   نساء / 83

ادامه تحقیق را می توانید در ادامه مطلب بخوانید


برچسب‌ها: اولی الامر, عصمت, امام علی, نهج البلاغه
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سیده معصومه حسینی در شنبه بیست و یکم مرداد 1391  |
 
 
 
بالا