X
تبلیغات
گذری در نهج البلاغه - احادیث
چقدر نهج البلاغه و احادیث ائمه در زندگی روزمره ی ما بکار می رود؟؟؟!!!
 بررسی احادیت تعلیل

مقدمه :

همیشه این طور نیست که هر چیزی را که می شنویم یا می خوانیم مطابق ظاهرش ، نظر گوینده یا شنونده باشد. بلکه بعضی از سخنان یا نوشته ها نیاز به تفکر دارند که در این راه بعضی اوقات با وجود قرائنی می توان به منظور اصلی گوینده دست یافت در روش فهم حدیث قرائن متعددی مانند تضمینها ، حدیث ، مثل ، شعر و تعلیل امام مورد بررسی قرار گرفته که در این تحقیق به تعلیل امام پرداخته ایم.

 

چکیده :

در این تحقیق به بررسی چند حدیث می پردازیم که به دلیل اشتمال آنها بر علت (سبب) حکم به آنها حدیث معلل گویند که مورد استفاده ی اکثر محدثان و فقیهان قرار گرفته است ؛ حدیث تعلیل بگونه ایست که در کنار بیان علت حدیث و ایراد حکمی کلی و فراتر از موضوع حدیث می پردازد ؛  در این تحقیق به سه نمونه از این گونه احادیث که به عنوان حدیث تعلیل مشهورند پرداخته ایم و شرحی مختصر نیز در لابلای حدیث گنجانده شده است.

 

احادیث تعلیل

حدیث اول :

....... عن ابن ابی یعفور ، عن ابی عبدالله (ع) قال : انما جعل الجماعه و الاجتماع الی الصلاه لکی یعرف من یصلی ممن لا یصلی و من یحفظ مواقیت الصلاه ممن یضیع و لو لا ذالک لم یمکن احدا ان یشهد علی احد بصلاح ....[1]

از امام صادق (ع) نقل شده است : از این رو جماعت و اجتماع برای نماز قرار داده شده  تا کسانی که نماز می خوانند از کسانی که نماز نمی خوانند و کستنی که بر اوقات نماز محافظت می کنند از کسانی که نماز را تباه می کنند باز شناخته شوند و اگر جماعت نبود کسی نمی توانست به صلاح و اهلیت شخصی دیگر شهادت دهد.

در این حدیث امام علت خواندن نماز جماعت را بیان داشته است.

حدیث دوم:

روی الشیخ الطوسی باسناده، عن الحسین بن سعید عن حماد ، عن حریز ، عن زراره قال : قلت له : الرجل ینام و هو علی وضوء ، اتوجب الخفقه و الخفقتان علیه الوضوء ؟ فقال : « یازراره : قدتنام العین و لاینام القلب و الاذن ، فاذا نامت العین و الاذن و القلب وجب الوضوء» قلت : فان حرّک علی جنبه شیء و لم یعلم به؟ قال: ...........

شیخ طوسی از حسین بن سعید از حماد از حریز از زراره چنین روایت کرده است که به امام گفتم ، شخصی که وضو دارد به خواب می رود ، آیا یک چرت یا دو چرت ، وضوی او را باطل می کند ؟ امام فرمود «ای زراره ، گاهی چشم به خواب می رود اما قلب  و گوش نمی خوابد پس هرگاه چشم و گوش و قلب به خواب بروند ، وضو واجب می شود»گفتم، اگر چیزی در کنار او حرکت کندو متوجه نشود. امام فرمود: « وضوی او باطل نمی شود تا زمانی که یقین پیدا کند که خوابیده است ، تا زمانی که خواب او محرز شود و گرنه یقین به وضوی خود داردو یقین را هرگز با شک ، نقض نکن بلکه با یقین دیگر نقض کن ». در این حدیث امام بعد از بیان علت باطل نشدن وضوء حکمی را بیان می دارد می فرماید که یقین را هرگز با شک ، نقض نکن بلکه با یقین دیگر نقض کن.[2]

حدیث سوم :

روی الشیخ فی التهذیب عن زراره روایه مفصله تشتمل علی اسئله و اجوبه ، و نحن ننقل مقاطع منها : أصاب ثوبی دم رعاف ، غیره ، أو شیء من منی ، فعلمت أثره الی ان أصیب له من الماء ، فأصبت و ........

مرحوم شیخ طوسی  در کتاب تهذیب ، روایت مفصلی را از زراره بیان کرده است که شامل چند سوال و جواب می باشد و ما در اینجا بخشهائی از آن را بیان می کنیم : خون بینی یا خونی دیگر یا مقداری منی بر روی پیراهنم می ریزد و اطراف آن را علامت گذار می کنم تا با آب بشویم پس موقع نماز فرا رسید و فراموش کردم که لباسم نجس است و نماز را خواندم و سپس یادم آمد.

امام فرمود: « نماز را اعاده می کنی و لباس را می شوئی.» گفتم :« من محل آن را ندیده ام اما می دانم که خون به آن اصابت کرده است پس به جستجوی آن پرداخته ام اما پیدایش نکردم و وقتی نماز خواندم ، آن را پیدا کردم.» امام فرمود: « لباس را میشوئی و نماز را اعاده می کنی.» گفتم : « اگر گمان کنم خون روی لباسم ریخته است اما یقین به آن پیدا نکنم پس به دنبال آن بگردم و پیدا نکنم و نماز را بخوانم و بعد پیدایش کنم .» امام فرمودند:«لباس را می شوئی و نماز را اعاده نمی کنی .» گفتم: «علت آن چیست ؟ » امام فرمود: « برای    اینکه تو یقین به پاک بودن لباست داشتی  بعدا شک کردی بنابراین هرگز شایسته نیست که یقین را با شک ، نقض کنی.»  در این حدیث نیز امام در کنار بیان مسئله فقهی اعاده کردن  نماز زمانی که یقین به نجس شدن لباس داریم هرچند جستجو کرده و نتیجه نرسید ولی بعد نماز دیده باشد به علت یقین قبل از شروع نماز باید چنین نمازی را اعاده کرد امام در جای دیگر امام زمانی را که نماز گذار در نجس بودن لباس خود شک می کند و بعد از جستجو هم به نتیجه نرسیده و نماز می گذارد و سپس متوجه نجاست می شود امام در این خصوص می فرمایند نماز نیاز به اعاده ندارد چرا را که یقین را  با شک نمی توان نقض کرد. [3]

 


1- درایه الحدیث ، شادی نفیسی ، ص 181 ، به نقل از علل الشرایع ، ج 2 ، ص 325.

[2] - الوسائل ، الباب 1 من ابواب نواقص الوضوء ، الحدیث 1. به نقل از ترجمه و شرح الموجز فی اصول الفقه ، جعفر سبحانی ، ج2، ص205.

[3] - الوسائل 2 : الباب 41 من ابواب النجاسات ، الحدیث 1 ، و قد ترکنا نقل الاسئله الباقیه للاختصار به نقل از ترجمه و شرح الموجز فی اصول الفقه ، جعفر سبحانی ، ج2، ص206.


برچسب‌ها: احادیث, تعلیل, نهج البلاغه
|+| نوشته شده توسط سیده معصومه حسینی در چهارشنبه نهم شهریور 1390  |
 
 
بالا